اضطراب در کودکان hojatvahabi40
وبلاگ روانشناسی به وبلاگ روانشناسی ومشاوره منتقل شده است
همه شما عزیزان می توانید از مطالب متنوع وجالب این وبلاگ استفاده نمایید
این وبلاگ دارای پیوندهای زیادی است که شما را
با موضوعات مختلفی ...............اشنا میکند
منتظر حظور سبزتان هستم
http:// hojatvahabi.blogfa.com
نوشتهاي را كه ميخوانيد اطلاعاتي است كه براي استفاده افراد مبتلا به افسردگي آماده شده است.با اميد به اينكه براي نزديكان، دوستان شما و نيز هر كس ديگري كه احساس افسردگي ميكند مفيد واقع شود.
افسردگي چگونه احساسي است؟
احساس افسردگي بسيار قويتر و ناخوشايندتر از دورههاي كوتاه غمگيني است كه همه ما گاهگاهي آن را تجربه كردهايم و معمولاً طولانيتر است، حتي ممكن است روزها، هفته،ها و ماهها ادامه پيدا كند. بيشتر مردم در زمان افسردگي 5 يا 6 نشانه زير را در خود احساس ميكنند. شما نيز ميتوانيد با پاسخگويي به پرسشهاي زير بود يا نبود نشانههاي افسردگي را در مورد خويش بررسي كنيد.
― بيشتر وقتها احساس ناشادي ميكنيد
― علايق خود را از دست داده و از كسب لذت ناتوانيد
― نميتوانيد مثل گذشته از پس مشكلات خود برآئيد
― احساس خستگي ميكنيد
― احساس ناآرامي يا بيقراري داريد
― كاهش وزن و اشتها (در برخي افرد افزايش وزن و اشتها) داريد
― دير به خواب ميرويد (حدود يك تا دو ساعت) و بر خلاف هميشه زود بيدار ميشويد (در برخي افراد پرخوابي)
― ميل جنسيتان كاهش يافته است
― اطمينان به خود را از دست دادهايد
― احساس بيارزشي و نااميدي ميكنيد
― از مردم دوري ميكنيد
― تحريكپذير شدهايد
― احساس بدي در زمانهاي خاصي از روز داريد (معمولاً صبحها)
― از زندگي خسته شدهايد و ترجيح ميدهيد كه زندگيتان به پايان رسد؟
― در مورد خودكشي فكر ميكنيد؟
عواملي كه در بروز افسردگي نقش دارند:
اتفاقات زندگي
بسيار عادي است كه در زمان روبرو شدن بايك فاجعه غمانگيز مانند داغديدگي، طلاق يا از دست دادن شغل، افسرده شويم.
شرايط و موقعيتها
اگر ما تنها بوده، دوستي نداشته باشيم تحت فشار رواني باشيم، نگرانيهاي ديگري داشته و يا از نظر جسمي افت كرده باشيم احتمال بيشتري ميرود كه افسرده شويم.
بيماري جسمي
افسردگي بيشتر زماني كه از بيماري جسمي رنج ميبريم به سراغمان ميآيد، ازجمله بيماريهاي كشنده مانند سرطان و بيماريهاي قلبي و نيز دردهاي مزمن و آزاردهنده مثل ورم مفاصل و برونشيت.
شخصيت
هر فردي احتمال دارد افسرده شود اما برخي از افراد احتمال بيشتري براي افسرده شدن دارند اين به خاطر ساختار زيستشناختي خاص بدن آنها، تجربيات ابتدايي زندگيشان يا هر دو عامل است.
الكل
افرادي كه در نوشيدن الكل افراط ميكنند دچار افسردگي ميشوند و احتمال خودكشي در آنها بيش از مردم عادي است. البته هنوز مشخص نيست كه افسردگي در آنها ابتدا ايجاد شده و گرايش به مصرف الكل را در آنها به وجود آورده است و يا مصرف زياد الكل موجب بروز افسردگي شده است.
جنسيت
زنان بيش از مردان افسرده ميشوند شايد به اين دليل كه مردان كمتر اجازه ميدهند احساساتشان بارز شود و اغلب آنها را سرپوش ميگذارند و بيشتر به شكل عصبانيت و كشيدن سيگار واكنش نشان ميدهند. نقش اجتماعي وضعيت هورموني و نوع برخورد آنها با مشكلات متفاوت است.
ژن ها
افسردگي ميتواند افراد خانواده را مبتلا كند. اگر يكي از والدين شما به افسردگي شديد مبتلا باشد، احتمال ابتلاء به افسردگي 8 برابر ميشود.
چه زماني بايد در جستجوي كمك بود؟
― وقتي احساس افسردگي شما بدتر از هميشه و رو به بهبود نباشد.
― وقتي احساس افسردگي بر كار، علايق و احساسات شما نسبت به خانواده و دوستان اثر گذاشته باشد.
― اگر شما احساس كنيد زندگي كردن ارزشي ندارد و ديگران بدون شما بهتر خواهند بود، كافي است با يك خويشاوند يا يك دوست كه قادر است در اين مسير ناهموار زندگي به ياريتان بيايد مشورت كنيد. اگر از اين طريق كمك نشديد، ميتوانيد با يك روانپزشكي يا روانشناس باليني در اين مورد صحبت كنيد. بايد متوجه شده باشيد كه دوستان و خانواده شما توجه ويژهاي نسبت به شما دارند و در مورد شما نگران هستند.
چگونه به خود كمك كنيد
― سعي نكنيد بار مشكلات را به تنهايي به دوش بكشيد
― كاري انجام دهيد. خود را مشغول كنيد حتي اگر انجام كار سبكي باشد، مانند:
― تغذيه مناسب داشته باشيد.
― در صورت اشكال در به خواب رفتن ذهن خود را با گوش دادن به راديو يا تماشاي تلويزيون مشغول نگه داريد تا كمتر احساس اضطراب كنيد و راحتتر آماده خوابيدن شويد.
― از نوشيدن الكل خودداري كنيد.
― از ورزش و تفريحات سالم استفاده كنيد حتي اگر پيادهروي باشد.
― علت افسردگي را پيدا كنيد.
― اميدوار باشيد و به ياد داشته باشيد كه:
شما از مشكلي رنج ميبريد كه مردمان بسياري گرفتار آنند و شما ميتوانيد بر آن پيروز شويد هر چند در حال حاضر باور آن برايتان دشوار باشد.
چه كمكي در دسترس شماست؟
حال كه متوجه نشانههاي افسردگي در خود شدهايد ميتوانيد با مراجعه به روانپزشك يا روانشناس باليني در مورد مشكل خود صحبت كنيد. ممكن است داروهاي ضد افسردگي برايتان تجويز شود يا درمان غيردارويي يا هر دو با هم.
رواندرماني / مشاوره
گاهي بيان احساسات واقعي حتي براي نزديكترين دوست بسيار دشوار است. گفتگو دربارة آن با يك مشاوره ورزيده يا يك درمانگر بسيار آسانتر است. اگر غصهها را از سينه خود بيرون بريزيد سبك ميشويد. اگر كسي داريد كه به شما نزديكتر است و شما را بهتر درك ميكند و توجه بيشتري نسبت به شما دارد، احساس بهتري خواهيد داشت.
استفاده از داروهاي ضد افسردگي و عوارض مربوط به آن
بيشتر مردم اولين نشانههاي افسردگي را با پزشك عمومي در ميان ميگذارند و اولين تجويز داروهاي ضد افسردگي توسط پزشك عمومي است. در صورت لزوم بيمار به روانپزشك جهت مداخلات تخصصيتر ارجاع ميشود. در سالهاي اخير داروهايي با اثربخشي بالا و عوارض بسيار كم پديد آمدهاند. مردم اغلب نگران آن هستند كه داروهاي ضد افسردگي اعتياد آور باشند ولي اين داروها خلاف داروهاي آرام بخش ايجاد وابستگي نميكنند. هرگز ناگهان داروهاي تجويز شده را قطع نكنيد و طبق توصيه پزشك خود عمل كنيد.
چگونه ميتوان به فردي كه افسرده است كمك كرد؟
- شنونده خوبي باشيد گرچه مجبور به شنيدن مطالب تكراري باشيد.
- آنها را تشويق به صحبت كردن كنيد و كمكشان كنيد كه بعضي از فعاليتهاي روزمره گذشته را انجام دهند.
- به آنها اطمينان دهيدكه حالشان بهتر خواهد شد.
- مطمئن شويد به اندازه كافي غذا ميل ميكنند.
- به آنها توصيه و كمك كنيد كه از مصرف الكل دوري كنند.
- اگر حالشان رو به وخامت است و شروع صحبتشان با جملات نااميدكننده و بيميلي نسبت به ادامه زندگي است و ممكن است به خود آسيب برسانند آنها را جدي بگيريد و مطمئن شويد كه در اين باره با پزشكشان صحبت خواهند كرد.
- سعي كنيد به آنها بقبولانيد كه نيازمند استفاده از درمان هستند و آنها را تشويق كنيد به روانپزشك يا روانشناس باليني مراجعه كنند.
کودکان وقتی با سرزنش و انتقاد زندگی می کنند می آموزند بی اعتماد به خود باشند. وقتی با خشونت زندگی می کنند می آموزند که جنگجو باشند. وقتی با ترس زندگی می کنند می آموزند که بُزدل باشند. وقتی با ترحم زندگی می کنند می آموزند که به خود احساس ترحم داشته باشند. وقتی با تمسخر زندگی می کنند می آموزند که خجالتی باشند. وقتی با حسادت زندگی می کنند می آموزند که در خود احساس گناه داشته باشند. اما اگر با شکیبایی زندگی کنند بردباری را می آموزند. اگر با تشویق زندگی کنند اعتماد و اطمینان را می آموزند. اگر با پاداش زندگی کنند با استعداد بودن و پذیرندگی را می آموزند. اگر با تصدیق شدن زندگی کنند عشق را می آموزند. اگر با توافق زندگی کنند دوست داشتن خود را می آموزند. اگر با تایید زندگی کنند با هدف زندگی کردن را می آموزند. اگر با صداقت زندگی کنند حقیقت را می آموزند. اگر با انصاف زندگی کنند دفاع از حقوق را می آموزند. اگر با اطمینان زندگی کنند اعتماد به خود و اعتماد به دیگران را می آموزند. اگر با دوستی و محبت زندگی کنند زندگی در دنیای امن را می آموزند.اینها تمام ان مسائلی نیستند که جامعه ما به ان در گیر است
جامعه ای که هم تمدن چندین هزار ساله دارد وهم به عنوان جامعه اسلامی درجهان راهی
پیش رو دارد پس چرا با این همه پیشینه علمی افراد جامعه نه تنها از نظر روحی پیشرفت نکر دهاند بلکه هر روز به افراد معتاد وبیماران عصبی اضافه می شوند چرا چ را
ایا این افراد فرزندان دیروز جامعه ما نبودهاند وپدران فردا وفرزندان انها هم پدران اینده
ایا نبایدبرای این جامعه فکری کنیم ایا اموزش وپرورش کشور ما نباید بیشتر از این تلاش کند ایا حوزه ودانشگاه به وظایف خود عمل می نمایند ایا ما پدران ومادران مادانشجویان ما مسلمانان وشیعیان به فکر سربازان مهدی هستیم اری فرزندان ما سربازان اویند پس چه کاری بهتر از اینکه مادران به جای کار بیشتر سربازانی سالم وافرادی با بنیه اعتقادی قوی تربیت نمایند باشد که روزی رضای امام زمان را بدست بیاوریم ومن الله توفیق

